« چگونه در مسیر به دست آوردن یک مهارت درست تمرین کنیم؟ »

psychology_of_learning
language_learning_tips
« چگونه در مسیر به دست آوردن یک مهارت درست تمرین کنیم؟ »
0

#1

فایل صوتی مقاله :point_down::point_down::point_down:

سلام به همه دوستان

امروز با شما هستیم با مطلبی بسیار مهم یعنی تمرین کردن و داشتن معیار های مفید برای یادگیری بهتر که به تسلط برسیم.
این مقاله الهام گرفته شده از درس وی آی پی آقای ای جی هوگ معیار ها و تمرین هستش.

همه ی ما می دونیم برای رسیدن به درجه ی استادی و تسلط در هر مهارتی نیاز داریم، ساعت ها زحمت بکشیم و تمرین داشته باشیم.
هیچ کس نمیتونه ادعا کنه بدون تمرین و خود به خود به درجه بالایی از تسلط رسیده.
هر کسی بالای قله باشه صد در صد تلاش زیادی کرده تا پرچمش رو اون بالا بزاره.
حالا سوال پیش میاد؟ چرا مسلط به یک مهارت شم؟ واقعاً چرا؟ چه نیازیه؟
خوب بودن در یه مهارت بد نیست. مثلا اگه من قصدم این باشه یه فوتبالیست معمولی بشم که برم با دوستام هفته ای یه سالنی کرایه کنم به نظر کافی میاد که یکمی از فوتبال سر در بیارم.
ولی یه فوتبالیست حرفه ای چه تفاوتی با یه فوتبالیست معمولی می تونه داشته باشه؟ پول بیشتر؟ مقام های بیشتر؟ بازی تو تیم های حرفه ای تر؟ طرفدارای بیشتر؟ یا…؟
مشخصه یه فوتبالیست حرفه ای خیلی، خیلی ، خیلی از یه فوتبالیست بعضاً خوب، موفق تره.
ولی حرفه ای شدن یا تسلط به این سادگی ها هم نیست. در وهله اول ما نیاز داریم که استاندارد هایی برای تمرینامون در نظر بگیریم.
این استاندارد ها درجاتی هستند که شما می خواید بهشون برسید.
استاندارد ها در سه معیار پایین، متوسط، بالا تقسیم میشن. که معمولا از واژه متوسط زیاد استفاده نمی کنیم.
معمولا یا خیلی توقعمون از خودمون بالاست یا خیلی خودمون رو دست کم میگیریم.

معیار مناسب چه معیاریه؟

2

بخوایم از مکالمات و گفته های افراد انگیزه بخش یا کسایی که میخوان انرژی شما رو بهتون بر گردونند و متحولتون کنن مثال بزنیم معمولا با همچین چیزایی مواجه میشیم:
تو باید مثله فلان اسطوره بشی.
تو با اونا چه فرقی داری؟
همیشه اون بالا، بالا هارو نگاه کن.

ولی واقعا با همچین جملاتی آدم متحول میشه؟ مشخصه که نه.
برای معیار هاتون سعی کنید واقع بین باشید. براتون از مهارت های مختلفی مثال می زنم تا منظورمو بهتر متوجه شید.
مثلا فرض بگیرید می خواید بسکتبالیست بشید. خب معیار خیلی بالا میشه مثلا انتخاب مایکل جردن برای رسیدن به اون سطح.
خب!!! خیلیم عالی. الگوتون فوقالعادست… ولی رسیدن بهش، غیر ممکنه… چرا؟؟؟
خیلی ساده… منی که تازه بسکتبالو شروع کردم، با توهم اینکه آیا میتونم مثله مایکل جردن بشم، تمرین می کنم. یه شوت… دو شوت… یه خطا… دو خطا… و در آخر نا امیدی.
مثالی دیگه ؟ برای انگلیسی مثال می زنیم. شما تازه شروع کردید و دوست دارید مثله یه بومی زبان بشید…
جواب خیلی سادست… نمی تونید با این معیار پیشرفت کنید. چرا که رسیدن به این سطح تقریباً برای شما غیر ممکنه.
چرا؟؟؟ چرا من نمیتونم مایکل جردن بشم؟ چرا نمی تونم یه بومی زبان بشم؟؟؟
مایکل جردن از سنین کودکی بسکتبال تمرین کرده تا سن 40 سالگی که بازنشست شد. روزی 7 یا 8 یا 9 ساعت تمرین داشته… مخصوصا از سنین نوجونی و جوونی…
من چی؟ روزی یک ساعت… تازه کلی دغدغه دیگه دارم که عمرا برسم بیشتر از این یک ساعت وقت بزارم. پس این مقایسه و این معیار جز نومیدی هیچی واسم نمیاره. حالا بماند که مایکل ژنتیک و استعداد و… عالی داشت و شاید من نداشته باشم…
تو انگلیسی… یه شخص بومی زبان 20 ساله رو در نظر بگیرید. ایشون 20 ساله به انگلیسی گوش دادن، 20 ساله ازش استفاده کردند و من ؟ ته تهش 1 سال…
آیا این مقایسه و معیار عاقلانست؟ مشخصه که نه. و بازنده بازی هم کسی نیست جز من و شما…

پس کیو معیار قرار بدم؟

یه نفر که از شما یک سطح بالا تر باشه. اگه شروع کننده اید، معیارتون رو شخصی قرار بدید که در سطح متوسطه. چون شدنیه و یک گام اون شخص از شما جلوتره و رسیدن به اون سطح کاری نداره… شما همیشه پیشرفتتون رو با این معیار می تونید بررسی کنید و از مسیر یادگیریتون لذت ببرید.
و یه تذکر! معیار هاتون رو خیلی پایین هم در نظر نگیرید. مثلا بگید از دوستم که شروع کنندست ولی از من بهتره، بهتر شم. خب این خیلی سطحش پایینه و شما رو تنبل بار میاره.

خیلی خب! بحث معیار تموم شد می رسیم به بحث بعدی یعنی تمرین.
یه مثل انگلیسی هست که میگه:

To be a master you need 10,000 hours of practice.

برای استاد شدن نیاز به 10 هزار ساعت تمرین دارید.

ده هزار ساعت؟؟؟؟؟ خیلیه!!! مگه نه… و اینم بگم این کاملا نمیتونه صادق باشه ولی میشه گفت یه جورایی صحیحه.
شما می تونید با درست تمرین کردن این مقدار رو به نصف برسونید.
پس نگران نباشید. ما اینجاییم که از انواع تمرین ها و ماهیتشون شما رو آگاه کنیم تا بهتر تمرین کنید.
ما نیاز به بهتر تمرین کردن داریم. چرا که اگه بخوایم بد تمرین کنیم، ساعت هایی که برای تمریناتمون وقت گذاشتیم، اگه اشتباه پیش برن ممکنه تبدیل به عادت های منفی بشن و زمانی که برای ترک این عادت ها صرف می کنید به شدت شما رو عقب میندازه و کلی ازتون زمان میگیره.
خب، سوال اینجاست: پس چجوری تمرین کنم؟

انواع تمرین های درست:

1.تمرین مستقل

1

من در این باره خیلی صحبت کردم. و خودتون هم مطمئنا با استفاده از زبانشناس به این موضوع پی بردید. کدوم موضوع؟
اینکه با مستقل تمرین کردن بهتر یاد میگیرید.
شما به عنوان یک کسب کننده مهارت (که انگلیسی هم یک مهارت محسوب میشه)، نیاز دارید فعال باشید و خودتون به سمته تمرین کردن و بهتر شدن برید.
شرکت در کلاس هیچ تضمینی بر بهتر شدن شما نیست. شمایید که بیرون از کلاس باید زبان یاد بگیرید.

یه بسکتبالیست اگه تمرینش رو به باشگاه محدود کنه به چند تا مشکل بر می خوره:

  1. ممکنه اونجا با هم تیمی هاش زیاد صحبت کنه و در نتیجه از تمرکزش کاسته شه و تمرین کمتری انجام بده. باور کنید این موضوع کاملا واقعیه و اکثر ماها در کلاس ها و باشگاه ها در حال صحبت کردن و اتلاف وقت هستیم.

  2. برای اینکه نوبت شما بشه باید منتظر بمونید. فرض بگیریم در بسکتبال پرتاب پنالتی بخواید تمرین کنید. صف می بندیم، من پرت کردم، مربی یه چی بهم گفت و رفتم تهه صف و دوباره باید منتظر بمونم تا نوبتم بشه که باز اتلاف وقته.

  3. سطوح، نقاط ضعف، نقاط قوت و توانایی های هم گروهی های شما مشخصاً با شما متفاوته و معلم یا مربی نمی رسه به همه ی ضعف های شما بپردازه
    پس یه بسکتبالیست برای بهتر شدن باید توپشو برداره و بره پارکی، جایی… سبدی پیدا کنه و خودش تمرین کنه.
    دقیقا مثله یه زبان آموز. شما اگه تو کلاس باشید با همه متفاوت هستید، باید منتظر بشینید تا معلم شما رو برای مکالمه انتخاب کنه، نوبت شما بشه که سوالتون رو بپرسید و صد البته وقتتون رو برای صحبت کردن، حتی به انگلیسی با دوستاتون هدر بدید. چون معمولا مکالمات داخل کلاس ها طبیعی نیستند.

2.تمرین موارد پایه

4

یکی از مهم ترین تمرین ها برای رسیدن به تسلط همین دونستن پایه ها و تمرین بر روی اونهاست.
یه سوال کسی قبل از چهار دست پا رفتن یاد گرفته بدوئه؟ نه.
اول حرکت کردن رو یاد گرفته، بعد راه رفتن و بعد دویدن…
این موضوع منو یاد یه خاطره ای میندازه. یادمه بدون اینکه به پایه ها بپردازم یه چند ماهی تمرین طراحی داشتم و یه سری طرح های صورت و بدن رو کشیده بودم. اصلا نمیدونستم سایه روشن چیه، فرم چیه، هایلایت چیه و…
خلاصه یه مدت که گذشت تصمیم گرفتم به کلاس طراحی برم. دقیقاً اون روز رو یادمه، استاد بهم گفت سطحت در چه حده؟ گفتم یه چیزایی کشیدم ولی فک نمیکنم بالا باشه.
برگشت گفت اوکی این تخم مرغ رو بردار و بکش.
باورتون نمیشه تا مداد رو تو دستام گرفتم برگشت گفت کافیه بیا اینجا…
هنگ کرده بودم… من حتی تا اون موقع نمیدونستم چطور باید مداد رو تو دستام بگیرم. حالا سایه روشن و فرم و… بماند.
تو کلاس اینارو یکمی آموزش دیدم و حالا بهتر از قبل کار می کنم.
تو انگلیسی هم همین موضوع صادقه. شما در وهله اول باید پایه ها رو آموزش ببینید. پایه های زبان انگلیسی چیه؟ واژگان، عبارات، گرامر های مرسوم و…
بدون اینها شما قادر به صحبت کردن نخواهید بود.
پس در وهله اول نیازه که اینها رو با روش های درست آموزش ببینید. چرا که حتی پایه هم اگه اشتباه یاد بگیرید، پیشرفت نمی کنید. پس این ها رو با روش های درست آموزش ببینید. مثلا برای یادگیری گرامر های مرسوم،کافیه از دروس داستان های کوتاه ای جی هوگ یا deep English استفاده کنید. برای ای جی هوگ Mini story و برای deep English با نام fluency booster می تونید این فایل ها رو پیدا کنید.
یادگیری پایه ها، یک نکته داره و اون اینه که باید آروم و درست تمرین شن. یعنی چی؟
یعنی اینکه عجله نکنید. کم کم با تمرکز بالا به انگلیسی گوش بدید، تکنیک های مفید رو روش پیاده کنید و کم کم پیش برید. دلیلش هم قبلا گفتم اگه تند پیش برید درصد خطاتون بالا میره و ممکنه اونا رو تبدیل به عادتی بد کنید. پس آهسته و با تمرکز بالا…

3.تمرین جامع

3

این تمرین دقیقا به کلیت می پردازه. شما علاوه بر جزئیات نیاز دارید به کلیات هم بپردازید. یه مثال:
شما یاد گرفتید اجزای مختلف صورت رو بکشید. چشم ها، لب ها، گوش، مو و… رو عالی می کشید. حالا اینارو باید در قالب کل تمرین کنید و در یک طرح صورت پیادشون کنید.
دونستن اینکه چشم چطور کشیده میشه بدون اینکه بدونید چشم کجای صورت قرار می گیره بی فایدست.
در زبان انگلیسی هم به این شکله. دونستن یک تک کلمه یا یه تعدادی واژه کافی نیست. شما موظف هستید که این واژگان رو در کنار هم بشنوید و ازشون استفاده کنید تا به کلیت زبان برسید. بهترین راه برای این کار اینه که به بالاییا نگاه کنید. اونایی که استاد هستند و عالی کارشون رو انجام میدن. شما مقایسه نمی کنید، دارید ازشون یاد میگیرید. شما با دیدن و الگو برداری و در آخر کپی کردن ازشون اون مهارت رو به صورت کل یاد میگیرید.
تو انگلیسی گوش دادن به بومی زبانها تاکید میشه. بومی زبانها استاد انگلیسی هستند و انگلیسی رو خیلی عالی حرف میزنن، شما بهشون گوش میدید و سعی می کنید مثله اونها بشید. تلفظشون رو تقلید می کنید، مثله اونها بدنتون رو حرکت میدید، صورتتون رو در هنگام صحبت تکون میدید. از الفاظشون استفاده می کنید و…
پس به بالایی ها نگاه کنید و یاد بگیرید. مشخصه که دقیقا مثله اونها نمیتونید تکرار و کپی کنید چون اول راهید ولی مهم اینه که یاد میگیرید و پیشرفت می کنید.

4.تمرین های زمینه ای و موقعیتی

6

این نوع تمرین بر روی واقعیت تاکید داره. مثلا ما انگلیسی می خونیم تا بتونیم در زندگی واقعیمون ازش استفاده کنیم. تو این تمرین، معیار بسیار مهمه. باید معیاری انتخاب کنید که شمارو از نقطه 1 به نقطه 2 برسونه.
پس معیار های خیلی بالا مناسب نیست. معیار مناسبی که یک درجه از شما بالاتر باشه. پیداش کنید و بهش بپردازید.
متاسفانه در مدارس به ما درس هایی می دادند که به هیچ درد زندگی روزانمون نمیخورد. شما بگید در کدوم موقعیت یا زمینه ای از زندگیتون از انتگرال ریاضی استفاده کردید؟ تقریبا هیچ…

5.تمرین بیشتر، ساعت بیشتر

5

در مرحله آخر یا مورد آخر شما نیاز دارید ساعت ها تمرین کنید. 1 ساعت متمرکز خوبه…5 ساعت متمرکز 5 برابر از یک ساعت متمرکز بهتره.
پس ساعت ها تمرین کنید.
بحث ساعت خیلی مهمه. مشخصاً برای خیلیا این سوال پیش میاد که چند ماهه می تونم انگلیسی صحبت کنم؟ شش ماهه مثلا با انگلیسی قدرت به تسلط می رسم؟
باید درک کنیم که ساعت ها مهمه…نه ماه ها نه سالها.
مثلا در جواب این دوستان باید گفت: چند ساعت در روز انگلیسی خوندی؟ اگه 10 ساعت در روز خوندی مطمئنا در 4 یا 5 ماه به سطوح بالا خواهی رسید.
ولی اگه روزی یک ساعت می خونی پس ممکنه در یک سال یا دو سال به تسلط برسی.
پس ساعت های متمرکز رو بیشتر کنید تا سریع تر به هدفتون برسید.
اینجا بحث عشق و علاقه پیش میاد. کسی که عاشق اون مهارت باشه 10 ساعت تمرین در روز هم براش لذت بخشه و زیاد به دردسر نخواهد افتاد.
پس از تلاش دست نکشید و با عشق تمرین کنید.

موفق باشید.


« ۱۸ ترفند کوتاه از اولی ریچادرز درباره یادگیری زبان انگلیسی و سایر زبانها »
« چگونه می‌توانیم برای پیشرفت در زبان انگلیسی و هر مهارت دیگر ثابت‌قدم باشیم؟ »
بزرگترین مانع موفقیت ما چیست ؟ و چگونه از آن بگذریم؟
:sun_with_face: «چالش تابستونی شدت»
چگونه ژورنالی برای یادگیری زبان داشته باشیم ؟
لینک مقالات و مطالب مفید در تالار زبانشناس
سرها بالا... شانه ها به عقب... اعتماد بنفس برای مکالمه انگلیسی، حرکت!
لینک مقالات و مطالب مفید در تالار زبانشناس
:red_circle: چالش پنجم «My POV» با عنوان «Mouse In The House»
:red_circle: چالش پنجم «My POV» با عنوان «Mouse In The House»
«به دنبال راه حل برای بی انگیزگی در انگلیسی نباشید با بی انگیزگی کنار بیایید»
10,000 ساعت تمرین برای یادگیری چرا؟ وقتی 20 ساعت کافیه!
#2

وای آقا کامبیز دستت درد نکنه.من در حال آشپزی وویست رو گوش دادم.اولش خوندم ولی خیلی سریع.آخرش وویست رو دیدم خیلی خوشحال شدم.شما بی نظیری :rose:
امیدوارم به همه آرزوهاتون برسید


#3

:ok_hand::ok_hand::ok_hand::ok_hand::ok_hand:
سلام بسیار مفید و عالی توضیح دادین.
افرادی مثل من که عجول هستن خیلی باید رو خودشون کار کنن تا آرمان گرایی رو بذارن کنار و مرحله به مرحله پیش برن.
ممنون از مقاله مفیدتون


#4

مثل همه ی مقاله هاتون بی نظیر بود ممنون بابت وقتی که گذاشتید
اما خداروشکر من عجله ای برای اینکه تسلط پیدا کنم ندارم اما خب شور و شوق زیادی دارم براش و خیلی منتظرم اون روز برسه و خیلیارو زخمی کنم :joy::joy::joy:
خیلی کمک خوبی کرد این مقاله راجب تجدید نظرم برای رفتن باشگاه چون دقیقا همین مثالی ک برای بسکتبال زدین رو من در والیبال تجربه کردم تو باشگاهی ک میرم


#5

خيليييي عالي بود خدا قوت :ok_hand:

اين ترسيه كه تقريبا هميشه با منه در مورد زبان خوندن :slightly_frowning_face:


#6

خیلی عالی بود :clap::clap:
خیلی چیزا برام روشن شد :pray:
وویسی که گذاشتیدم مفید بود :blush:
ممنون برا وقتی که گذاشتید :dizzy::heart:


#7

سلام خواهش می کنم
از این به بعد سعی می کنم وویس هم برای مقالات ارائه بدم که دوستانی که حالا به هر دلیلی نمیتونن مقاله رو بخونن گوش بدن.
معمولا آخر مقاله صوت رو همیشه آپ میکنم.
مرسی از شما :rose::rose:

بله کاملا حق با شماست و ممنون از نظر خوبتون :rose::rose:

ایشالا موفق باشید :grin::grin:

دارید راه درست میرید نگران چی هستید ؟
همین معیار ها و مقالات رو دنبال کنید محاله راه بد برید
البته اینم بگم همیشه به مشکل خواهید خورد . بدون مشکل نمیشه پیش رفت. ولی میشه کمش کرد و باهاش کنار اومد.

خواهش می کنم :rose::rose:


#8

چ جالب. من اولین بار بود وویس دیدم.بهر حال عالی بود و ممنون


#9

:joy:زخمی:joy::joy:`
اگه با همین انرژی پیش بری زخمی که سهله کار به کشت و کشتار میرسه😃


#10

نگران اينكه تلاشم به جايي نرسه البته من اول راهم :see_no_evil::speak_no_evil:و ميخوام درست شروع كنم و پيش برم كه به هدفم برسم البته قبل اينكه اينكه بيام تالار خيلي اين حسو داشتم ولي خب با چيزايي كه اينجا ياد گرفتم خيالم از بابت بعضي چيزا راحت شد همه مقاله هاتون بخصوص اين مقاله رو مو به مو خوندم هميشه مفيد و به موقع بوده :ok_hand:


#11

نگران نباشید.

اولین وویس من تو تالار رو با آخرین وویسم مقایسه کنید

یه نفس عمیق بکشید و بگید دمش گرم پس همه چی خوبه…من چقد خوشحالم :grin:

( اینکه بیام تضمین پیشرفتو براتون به اثبات برسونم وادار شدم یه بار دیگه به وویسم گوش بدم که خودمم مطمئن شدم الان پیشرفت کردم. اگه یه درصدم احساس پیشرفت نکردن داشتم الان برطرف شد :joy::joy: )


#12

وااایی این ویس ایده خوبی بود… عاااالی بود. متن مقاله یکم وحشتناک به نظر رسید بعد از ویس مشتاق شدم از رو خود همین ویس نت برداری کنم. :ok_hand::ok_hand::ok_hand::+1::+1::+1:15060125232191010313199


#13

احسنت به شما.
چقد عالی که اینا رو یه جایی می نویسید.
معمولا چیزی که نوشته شه بهتر تو ذهن میمونه. آفرین و خیلی مفتخرم که شما از مقاله من نوت برداری کردید.
این نشون میده کارمو دارم خوب پیش می برم.
مرسی :rose::rose:


#14

اره خدایی دمتون گرم :rose: … پس سبب خیر شدم که باعث شدم از پیشرفتتون مطمئن بشین :sweat_smile: مرسی که وقت گذاشتین :pray:


#15

عالی بود بسیار مطلب خوب و کارمدی بود بخصوص فایل صوتی خوبی این مطلب را کامل کرد


#16

وقت زیادی نگرفت کلا :grin: یه سرچ بود

خواهش می کنم. خوشحالم مفید واقع شده :rose::rose::+1::+1:


#17

هه ر بژی کاکه کامبیز گیان


#18

مرسی دوست عزیز.
مجبور کردید سرچ کنم معنی رو پیدا کنم :grin:
ممنونم از شما :rose:


#19

با سپاس :rose:
دمت گرم اقا کامبیز :+1:
بنده بیشتر بخاطر مطالب مفید میام تالار :pray::writing_hand:
اینقد که مطالب تالار رو میخونم انگلیسی نمیخونم :sweat_smile:
موفق باشید :kissing_heart:


#20

عزیزی دوست من ممنون بابت زحماتی که واسه این گروه میکشید.معنیشم این بود زنده باشی برادر عزیز