ترجمه درس «سومین قاعده: با گوش های خود یاد بگیرید نه با چشم»

7_rules
ترجمه درس «سومین قاعده: با گوش های خود یاد بگیرید نه با چشم»
0

#1

قانون سوم من برای یادگیری مکالمه انگلیسی بسیار ساده ولی در عین حال کارامد است. در حقیقت، من گاهاً این قانون را مهم ترین قانون می دانم چرا که این روشی است که ما در کودکی با استفاده از آن زبان یاد گرفته ایم. آنقدر این راه آسان است که شما به این فکر خواهید کرد که چرا کلاس های انگلیسی بر روی آن تاکید بیشتری نداشته اند.

این قانون سوم است: با گوش های خود یاد بگیرید نه با چشمانتان. درست است، اگر می خواهید که انگلیسی را مسلط صحبت کنید، شما باید گوش بدهید. گوش دادن، گوش دادن و گوش دادن زیاد کلید تسلط به مکالمه‌ی انگلیسی است. اگر زیاد گوش بدهید، شما لغات جدید، و گرامر را یاد خواهید گرفت. شما سریع تر مکالمه خواهید کرد و سریع تر متوجه حرف دیگران خواهید شد. شما همه مراحل گفته شده را به روشی طبیعی و لذت بخش انجام خواهید داد. شما روندی را پیش خواهید گرفت که کودکان کوچک، برای یادگیری زبان از آن استفاده می کنند.

تتیجه‌ی تحقیقات آکادمیک انجام شده روی یادگیری زبان این است که گوش دادن مهم ترین فاکتور در توانایی کلی زبان است، به خصوص در مراحل ابتدایی. در حقیقت، این موضوع حتی اگر بیشتر مکالمات را متوجه نشوید هم صادق است. چون توانایی ما در یادگیری لغات جدید به صورت مستقیم به تلفیق صداهایی مربوط است که آن کلمات را می سازند. ( گفته شده از دکتر پاول سولزبرگر محقق دانشگاه ویکتوریا در نیوزلند که 2009 تحقیق بر روی این موضوع انجام داده اند.) ایشان می گویند "بافت های عصبی مربوط به یادگیری و درک یک زبان جدید به صورت خودکار با در معرض قرار گرفتن با آن زبان توسعه پیدا می کنند " این همان روشی است که کودکان زبان اول خود را یاد گرفته اند.

روندی که کودکان برای یادگیری زبان به کار می گیرند را به یاد می آوردید؟ کودکان با گوش دادن یاد می‌گیرند. آنها قواعد گرامر را مطالعه نمی‌کنند. آنها از کتاب های درسی استفاده نمی کنند. آنها امتحانی نمی دهند. با این حال، آنها به مکالمه انگلیسی که شامل گرامر است تسلط کامل دارند، در حقیقت کارشناسان می گویند، ۸۰ درصد زمان یادگیری شما باید در گوش دادن سپری شود. حتی اگر دیگر شما در سطح مبتدی نباشید. متاسفانه بیشتر کلاس های سنتی زبان متکی بر گوش دادن نیستند. پس شما اگر در مدارس انگلیسی مطالعه کردید، احتمالا بیشتر با چشم هایتان زبان یاد گرفته اید. من کلاس های انگلیسی زیادی را در کشور های مختلف دیده ام، و همه آنان یک شکل بوده اند. بیشتر مدرسان انگلیسی چه در مدارس راهنمایی، دبیرستان ها، دانشگاه ها یا کلاس های خصوصی، در کلاس‌ها متمرکز بر کتاب های درسی هستند. شاید کمی تمرین های ارتباطی وجود داشته باشد ولی تمام کلاس بر پایه یک کتاب درسی است.

پس اگر هدف شما گرفتن مدرک انگلیسی از دانشگاه است، احتمالا این روش مناسبی برای شما باشد. ولی اگر می خواهید انگلیسی واقعی صحبت کنید، این روش های سنتی شما را به مقصدتان نمی رساند، چرا؟ چون حتی اگر سال ها انگلیسی مطالعه کنید شما غالباً انگلیسی را تحلیلی یاد گرفته اید. شما یاد گرفته اید تا درباره انگلیسی فکر کنید، درباره آن صحبت کنید و آن را ترجمه کنید. همچنین ممکن است شما خیلی درباره‌ی گرامر بدانید. در واقع شما از اکثر آمریکایی ها، کانادایی ها، بریتانیایی ها بیشتر گرامر میدانید چون بومی زبان ها خیلی آنها را مطالعه نمی کنند. مکالمه انگلیسی متفاوت است.

بومی زبان ها مکالمه انگلیسی را با گوششان یاد گرفته اند. با گوش دادن و گوش دادن و گوش دادن. این همان کاری است که اگر می خواهید انگلیسی را سریع، خودکار و طبیعی درست به مانند یک بومی زبان صحبت کنید باید آن را انجام دهید. مکالمه انگلیسی متفاوت است.

مهم ترین فاکتور برای یادگیری انگلیسی چیزی است که آقای دکتر استفن کرشن به عنوان ورودی قابل درک آن را معرفی می کند. ورودی به چیزی گفته می شود که وارد مغز شما می شود. شما ورودی های انگلیسی را به دو صورت وارد ذهنتان می کنید: با شنیدن و خواندن. بعضی خواندن ها بسیار مفید و سود آور هستند. ولی مهم ترین ورودی برای یادگیری مکالمه، شنیدن است.

روش ورودی های قابل درک، ثابت کرده که موثر تر از روش سنتی (خواندن گرامر، قواعد، تمرین های مکالمه) است. تحقیقات نشان داده است که مکالمه از نتیجه شنیدن زیاد رخ می دهد.

دوباره به کودکان فکر کنید. شنیدن اولین گام است. هیچ کودکی شروع به صحبت کردن قبل از فهمیدن آنچه که می شنود نمی کند. آنها همیشه به مدت زیادی گوش می دهند، تا جایی که بیشتر زبان را بفهمند، پس از آن شروع به صحبت کردن می کنند. این شنیدن، “دوره سکوت” بسیار برای یادگیری طبیعی زبان حیاتی و مهم است.

یکی دیگر از ویژگی های طبیعی یاد گرفتن زبان این است که مکالمه به صورت طبیعی از شنیدن می آید. مکالمه توانایی ای نیست که آگاهانه تمرین یا تدریس شود. با گوش دادن به چیز های درک شونده، یک کودک ناگهان شروع به صحبت می کند. انگار که جادویی وجود دارد. توانایی مکالمه با توانایی گوش دادن رشد می کند.

محققی به نام جیمز کرافورد متوجه این شد که مکالمه انگلیسی نتیجه گوش دادن است و تسلط انگلیسی تنها با گوش دادن مکرر به دست می آید. او شرح داد که یادگیری انگلیسی یک فرآیند ناخود آگاه است، و زمانی رخ می دهد که ما معمولا از رخ دادن آن با خبر نیستیم.

شما می توانید این را به مانند بذری در زمین تصور کنید. آن بذر را پتانسیل صحبت کردن بدانید، همیشه آنجاست. ولی نیاز به آب دارد تا رشد کند و از زمین بیرون بزند. دقیقاً ذهن ما نیز نیاز به گوش دادن مطالب قابل درک، نیاز دارد تا مکالمه بدون تلاش از آن بیرون بزند.
ممکن است متوجه این شده باشید، که کودکان به دلیل صرف زمان زیاد برای گوش دادن قبل از صحبت کردن، توانایی شنیداری بهتری به نسبت مکالمه شان دارند. به بیان دیگر کودکان بیشتر انگلیسی را در زمان مکالمه متوجه می شوند، تا اینکه از آن استفاده کنند. اگر شما از سیستم انگلیسی بدون تلاش استفاده کنید تجربه ای مشابه خواهید داشت. توانایی شنیداری شما طبیعتاً خیلی سریع تر از توانایی مکالمه ای شما رشد خواهد کرد. بعضی از دانش آموزان در واقع نگران این موضوع هستند. در صورتی که این موضوع طبیعی و درست است.

راهی دیگر برای تفکر بر این موضوع این است که شنیدن منجر به مکالمه می شود. شنیدن همانند بادکنکی است که با نخی به مکالمه بسته شده است. وقتی سطح شنیداری شما بالا برود، توانایی مکالمه شما را با خود به بالا خواهد برد. آنها با هم بالا می روند ولی توانایی شنیداری شما همیشه بالاتر از مکالمه شما خواهد بود.

ولی من انگلیسی نوشته شده را خیلی عالی متوجه می شوم

من این نقل قول را از خیلی از دانش آموزان می شنوم. آنهایی که نمی دانند چرا انگلیسی نوشتاری را اینقدر خوب می فهمند ولی نمی توانند خوب مکالمه کنند. یکی از دلایل اصلی آن این است که خواندن انگلیسی با گفت گوی آن متفاوت است. در گفت و گو از نوعی انگلیسی متفاوت که شامل واژگان متفاوت است استفاده می شود.

واژگانی که در گفت گوهای انگلیسی استفاده می‌شوند عمومی تر هستند. در انگلیسی ما از کلمات ساکسونی یا قدیمی در مکالمه استفاده می کنیم، همچنین ما از افعال عبارتی استفاده می کنیم. ( عبارات دو یا سه کلمه ای که با یک فعل یا یک قید یا یک فعل و یک گزاره می آیند مثلا get away، calm down یا cheer someone up).

تفاوت میان انگلیسی عامیانه و رسمی دلیلی است که حتی دانش آموزان سطح پیشرفته هم با مکالمات روزمره مشکل دارند. مشکل اینجاست که دانش آموزان انگلیسی رسمی را بیشتر در مدارس یاد گرفته اند. انگلیسی رسمی بیشتر از کلماتی با اصل و نسب فرانسوی و لاتین استفاده می کند. اینگونه انگلیسی در واقع برای دانش آموزانی مناسب است که به زبان های رمانتیک همانند اسپانیایی، ایتالیایی، پرتغالی یا فرانسوی حرف می زنند. این دانش آموزان معمولا با انگلیسی خواندنی مشکلی ندارند ولی با مکالمات بسیار ساده مشکلات فراوانی دارند.

پس اگر قصد دارید که با بومی زبانان ارتباط داشته باشید این نکته خیلی مهم است که انگلیسی را از گفت گو های انگلیسی و فایل های صوتی یاد بگیرید نه کتاب های درسی و خواندنی.

گفت و گوی انگلیسی را یاد بگیرید

این دلیلی است که گوش دادن بسیار اهمیت دارد. گوش دادن پایه و اساس مکالمه را فراهم می‌کند. هر چه توانایی شنیداری شما بالاتر برود، توانایی مکالمه شما را نیز بالا تر خواهد کشید. خیلی از دانش آموزان فقط متمرکز بر مکالمه کردن می شوند و نسبت به شنیدن بی توجه می‌شوند. پس سوال اینجاست، چه فایده ای دارد که شما بتوانید صحبت کنید ولی حرف طرف مقابل را متوجه نشوید؟

دلیل دیگری که شنیدن را با اهمیت می کند این است که دینامیک انگلیسی مکالمه ای، کاملاً با چیزی که نوشته می شود متفاوت است. برای تازه وارد ها گرامر بسیار متفاوت است، چرا که ما بومی زبانان خیلی کم در جملات کامل صحبت می کنیم. واژگان بسیار متفاوت است چرا که ما از اصطلاحات عامیانه استفاده می کنیم.

و از همه مهم تر سرعت متفاوت است. صحبت کردن سریع است، خیلی خیلی سریع است. آنقدر سریع است که شما زمانی برای فکر کردن به ترجمه یا قواعد گرامری یا درس های کتاب های درسی یا تلفظ ندارید. زمانی وجود ندارد. قسمت آگاه مغز شما قادر به تجزیه تحلیل، ترجمه یا ساختن یک مکالمه واقعی نیست. این دلیلی است که مکالمه شما بسیار آرام است. این دلیلی است که شما مکالمات میان دو بومی زبان را متوجه نمی شوید.

در واقع، برای سرعت کافی داشتن در مکالمه انگلیسی واقعی شما باید ذهن آگاهانه خود را خاموش کنید و اجازه دهید که ضمیر ناخودآگاه شما کار را به دست بگیرد. برای انجام این کار شما نیاز دارید از روش هایی استفاده کنید که آن قسمت از مغز شما را بیدار کند. شما باید کلی نگر، حسی و طبیعی یاد بگیرید.

اولاً این به این معنی است که نیاز دارید مکالمات قابل فهم انگلیسی را گوش دهید و این کار را با تکرار زیاد انجام دهید. هر چه گوش می دهید، شما ذهن آگاه خود را آرام می کنید و به مغز خود اجازه می دهید که معنی کلی کلمات را متوجه شود. شما سعی نمی کنید که کلمات تکی را بردارید. نگران آن چند کلمه ای که متوجه نشدید نیستید. شما بسیار آسوده خاطر هستید و اجازه می دهید مفهوم وارد ذهنتان شود. ذهن شما بسیار آرام و باز است و بعداً که صحبت می کنید، شما اجازه می دهید که کلمات یکی یکی از دهانتان بیرون بیایند. برای این کار تقلا نمی کنید. تجزیه تحلیل نمی کنید. به قواعد فکر نمی کنید. نگران اشتباهات نیستید. به ترجمه فکر نمی کنید. شما به کلمات اجازه می دهید که از دهانتان سرازیر شوند بدون اینکه تلاشی برای آن انجام دهید. این چیزی است که دانش آموزان من یاد گرفته اند که انجام دهند. این روند زمان بر است ولی هر چه بیشتر بر شنیدن و یادگیری انگلیسی متمرکز شوید، تسلط شما، اعتماد بنفستان و صحت در کلماتتان توسعه خواهد یافت.

استرس کمتر

منفعتی دیگر در صرف زمان برای شنیدن وجود دارد که اضطراب زمان مکالمه را در میان شما کاهش می دهد. خیلی از کلاس های انگلیسی دانش آموزان جدید را وادار به صحبت کردن آنی می کنند که این نگرشی اشتباه است.

در واقع نیاز به صحبت کردن سریع یادگیری شما را کند می کند. چرا که مغز شما زمان کافی برای کار با لغات جدید و ذخیره آن در حافظه تان نداشته است. پس در این صورت با اینکه شما میتوانید عباراتی که برایتان آشنا است را در انگلیسی تکرار کنید ولی هنوز متوجه این نمی شوید که دیگران چه می گویند. این شرایطی غیر طبیعی و پر استرس است.

در تحقیقی روی دانش آموزان سطح مبتدی انگلیسی، محققان کشف کردند که دانش آموزانی که مجبور به صحبت کردن نشدند و به اندازه کافی بر روی فهم شنیداریشان کار کردند بهتر از دانش آموزانی که با روش مرسوم آموزش دیدند، بودند. علاوه بر این، فاصله انداختن در مکالمه تاثیر مثبتی بر نگرش آن دانش آموزان داشت که کلاس را خالی از اضطراب کرده بود.

دکتر ماروین براون این ایده را یک قدم فراتر برد. سازنده برنامه یادگیری زبان تایلندی برای خارجی ها روشی ساخت که تقلید بر دوره سکوت نوزادان و کودکان کوچک بود. در برنامه AUA تایلندی او، دانش آموزان به مکالمات تایلندی قابل فهم او هر روز گوش میدادند ولی شش ماه یا بیشتر حق صحبت کردن نداشتند. دانش آموزان کاملا متمرکز بر یادگیری با گوش هایشان بودند.

برای بسیاری از غیربومیان، تایلندی زبان سختی برای تلفظ است. دکتر براون این را کشف کرد که این دوره سکوت می تواند تاثیری مثبت بر تلفظ دانش آموزان داشته باشد، و سرانجام تلفظی بسازد که تقریباً همانند یک بومی زبان باشد.

همین موضوع برای انگلیسی نیز صادق است، با اینکه دوره‌ی سکوت برای خیلی از دانش آموزان سطح متوسط لازم نیست ولی شاید خوب باشد شما نیز آن را امتحان کنید. چطور است که به مدت چند ماه تمرکز خود را کامل بر گوش دادن انگلیسی بگذارید و دوباره به مکالمه انگلیسی برگردید؟ شما احتمالا این حس را خواهید داشت که مکالمه شما پیشرفت داشته با اینکه اصلا روی آن تمرینی نداشته اید.

به چه چیزی باید گوش بدهید؟

مهم ترین چیزی که باید در ذهنتان داشته باشید این است که شما باید به انگلیسی آسان گوش دهید. باید برای شما آسان باشد. این به آن مفهوم است که باید ۹۵ درصد یا بیشتر چیزی که گوش می دهید را متوجه شوید. بدون استفاده از دیکشنری و بدون اینکه فایل صوتی را متوقف کنید. پس باید خیلی آسان باشد. این را گفتم چرا که بیشتر دانش آموزان میل به انتخاب موضوع سخت دارند و به این فکر میکنند که این کار به آنها کمک بیشتری می‌کند. گفتن اینکه من به CNN گوش میدهم به نسبت گوش دادن به برنامه کودک خیلی چشم گیر تر است. ولی اگر شما چیز سختی را انتخاب کنید، ممکن است که خسته شوید. اما با گوش دادن به موارد آسانتر شما اعتماد بنفس بیشتری پیدا می‌کنید.

ایده دکتر کرشن را درباره ورودی های قابل فهم را به یاد بیاورید. اگر چیزی را متوجه نشوید در واقع چیزی یاد نمی گیرید. نفهمیدن به معنای پیشرفت نکردن است. مطالب شنیدنی آسان تقریباً همیشه بهتر از سخت ها هستند. و سرانجام شما آماده خواهید شد که به سراغ منابع سخت تر بروید، ولی به خودتان زمان بدهید و به تعداد زیادی از منابعی که انگلیسی آسانتری دارند گوش بدهید.

اگر شما تازه شروع کرده اید، برنامه های کودکانه را امتحان کنید چون که بسیار ساده به نظر می آیند. میتوانید کتاب های صوتی را آنلاین بخرید و دانلود کنید و بلافاصله شروع کنید.

اگر به چیزی سخت گوش می دهید هم می توانید از آن استفاده کنید ولی معمولا نیاز به متن آن دارید. می توانید فایل های صوتی یا سخنرانی ها را بگیرید و از متن آن استفاده کنید تا همزمان هم آن را بخوانید و هم گوش بدهید. برای زبان آموزان پیشرفته تر گفتگوهای عامیانه‌ی فیلم ها، منبع بسیار خوبی هستند. به فیلم های آمریکایی و انگلیسی گوش بدهید و زیرنویس آن را بخوانید. این نیز به شما کمک خواهد کرد، به یاد داشته باشید گوش دادن مهم ترین نکته است. برای کسب بهترین بازده از فیلمها میتوانید از تکنیک زیر استفاده کنید.

اگر گوشی هوشمند یا ام پی تری پلیر ندارید، یکی تهیه کنید. این کار شما را قادر خواهد کرد که هر گاه اراده کنید به انگلیسی گوش دهید. وقتی که صبح از خواب بیدار شدید به انگلیسی گوش دهید، وقتی که به سر کار می روید به انگلیسی گوش دهید، یا وقتی که در خانه هستید. وقتی که در حال خوردن نهارید، وقتی که از کار به سمت خانه می روید به انگلیسی گوش دهید. عصر که شد باز هم به انگلیسی گوش دهید. گوش بدهید و گوش بدهید و زیاد این کار را تکرار کنید. به انگلیسی آسان گوش بدهید. من پادکستی در Itunes با عنوان Effortless English دارم که رایگان هستند می توانید به آن ها گوش بدهید.

قانون سوم دلیلی است که تمامی دوره های من بر اساس فایل های صوتی هستند. انگلیسی بدون تلاش یک سیستم بر اساس شنوایی است که شما بیشتر از راه گوش هایتان یاد می گیرید. اشکالی ندارد که از متون برای بهتر فهمیدن استفاده کنید ولی بیشتر زمان و تلاش خود را بر روی یادگیری با فایل های صوتی بگذارید.

مهم نیست که چگونه آن را انجام می دهید، این اهمیت دارد که به انگلیسی تا می توانید گوش بدهید. بعضی از دانش آموزانم در ابتدا بی میل بودند. ولی بیشتر آنها بیان کرده اند که قدرت انتخاب اینکه به چه چیزی گوش بدهند روند را لذت بخش می کند. به جای گوش دادن به درس های خسته کننده کتاب های درسی می توانید آرام باشید و به چیزی که برای شما جالب است گوش بدهید.

======================
این تاپیک مربوط به درس «سومین قاعده: با گوشهای خود یاد بگیرید نه با چشم» در اپلیکیشن زبانشناس است (دوره «کتاب گویا»، فصل «درس ۱۱»)


یادگیری زبان انگلیسی در سطح صفر - نظر زبان آموزان حرفه ای چیه؟
« آنچه که باید از تکنیک سایه برای یادگیری زبان انگلیسی بدانیم »
10 فاکتور پیشنهادی برای یادگیری موثر در زبان انگلیسی توسط لوکا لامپارلو
ترجمه درس «برنامه روزانه انگلیسی شما»
«چگونه تلفظمان را در انگلیسی به سطحی بالاتر ببریم»
برنامه ریزی و هدفمند سازی یادگیری زبان انگلیسی
برای یادگیری زبان باید عاشق شد - شروع یک ماجراجویی برای موفقیت
آیا با فیلم ها می توان زبان انگلیسی یاد گرفت؟ با اشتباهات مرسوم در استفاده از فیلم ها آشنا شوید
« غولی به نام گرامر ; چگونه گرامر یاد بگیریم که موثر باشد؟ »
« اهداف و زاویه دید متفاوت، نوش دارویی برای مقابله با کلافگی در یادگیری انگلیسی »
ترجمه درس «پنجمین قاعده: گرامر را بصورت ناخودآگاه بیاموزید»
7 دلیل که چرا کلاس های زبان ما را به موفقیت نرساندند و راه حل آنها چیست؟
برنامه ریزی و هدفمند سازی یادگیری زبان انگلیسی
#2

عالی بود. برای ما که هنوز به این درس های گویا نرسیدیم چقدر مفیده که زودتر از رمز و راز یادگیری سر در میاریم. خدا شما رو نگه داره واسه زبانشناس.:relaxed:


#3

ممنون لطف دارید نسیم خانوم
هدف من از ترجمه کتاب گویا فقط و فقط نکات و راهنمایی های ای جی هوگه
چون بیشتر از 90 درصد سوالات زبان آموزا توش پیدا میشه ولی خیلی میتونه بهمون کمک کنه
من خودم خیلی از برنامه ریزی هامو بر پایه راهنمایی های ای جی هوگ چیدم و واقعا هم نتیجه های مثبتی گرفتم.


#4

من سعی میکنم از فردا تعدادی پادکست تهیه میکنم و در گوشی ام بریزم و گوش کنم


#5

سلام آقا کامبیز مهربان، خیلی ممنون واقعا از مقالات شما استفاده میکنم و لذت میبرم. مرسی که هستید معلم مهربان :rose::pray: