بحث و گفتگو « چگونه با پلاتو ها (درجا زدن در یادگیری) کنار بیایم »

psychology_of_learning
بحث و گفتگو « چگونه با پلاتو ها (درجا زدن در یادگیری) کنار بیایم »
0

#1

سلام به دوستان عزیز امروز رسیدم به درس25 انگلیسی قدرت این درس درباره پلاتو هستش این درس رو ترجمه کردم پس اول اینو بخونید و در ادامه پست دوم نظر خودمو عنوان میکنم، خواهشاً شما هم مشارکت کنید. ( این ترجمه رو در بخش ترجمه قرار ندادم چون اولاً دوست دارم بحث و گفت گو درش باشه و دوماً از لحاظ گرامری و لغوی کمی مشکل داره ایشالا چند بار با کمک آقا حسین اینو ادیت می کنیم و در بخش ترجمه میزاریم.)

سلام، ای جی هستم، به درس بعدی خوش اومدین. اسم این درس پلاتوست.
این موضوعی هستش که قبلا دربارش کمی صحبت کردیم. ولی من میخوام که بیشتر از این درباره موضوع پلاتو صحبت کنم. پلاتو سطحیه که معمولا در بالای کوه قرار داره. مثلاً شما به بالای تپه ای بزرگ میرید و همینجوری به بالا رفتنتون ادامه میدید تا اینکه یهو به سطحی صاف بر می خورید، سطحی طولانی و صاف که در بالا قرار داره.
پلاتو در یادگیری چیزی هستش که خیلی از شما اون رو تجربه کردید. چون عادیه که وقتی ما چیزی جدید یاد میگیریم یهو یه عالمه چیز یاد میگیریم و بعد به پلاتو بر میخوریم، جایی که صافه. اینجوری حس میشه که ما داریم چیزی یاد نمیگیریم، درسته؟ درس میخونیم، درس میخونیم و درس می خونیم ولی حس می کنیم که پیشرفتی نمیکنیم.
و این ماجرا مدتی ادامه داره تا اینکه بوم دوباره پیشرفت می کنیم. دوباره سریع و سریع و سریع تر یاد میگیریم تا اینکه به یه پلاتو دیگه بر میخوریم درسته؟ تلاش می کنیم که یاد بگیریم و درس می خونیم و درس میخونیم ولی انگار هیچ اتفاقی نمی افته. دوباره به سطحی هموار می رسیم و بعد از اون بووووم دوباره شروع به بالا رفتن می کنیم و شروع به سریع یاد گرفتن.
این فرآیند عادی یادگیریه. ما همچین زمان هایی داریم که انگار خیلی سریع داریم پیشرفت می کنیم و بعدش به پلاتو ها بر میخوریم، جایی که انگار داریم در جا می زنیم. انگار هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست. حتی با اینکه خیلی سخت داریم کار می کنیم. احتمالاً داریم خیلی سخت درس میخونیم ولی اینجوری حس میشه که هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست.
این اتفاق در ورزش ها زیاد رخ میده. اگر شما دونده اید و تمرین می کنید که در مسابقه ای شرکت کنید، وقتی که تازه شروع به تمرین کردن می کنید خیلی سریع پیشرفت دارید. همیشه این احساس رو داریم که در ابتدا خیلی سریع تر پیشرفت می کنیم. چون ما هیچ چیزی بلد نیستیم تمام پیشرفت هامون بیشتر خودشون رو نشون میدن.
ولی بعداً که به سطح متوسط می رسیم به پلاتو بر میخوریم، یه سطح کاملاً مسطح. حس میشه که هیچ اتفاقی نمی افته و همینجوری به تلاشمون ادامه میدیم. تلاش می کنیم و تلاش می کنیم ولی بازم حس می کنیم که هیچ چیز در حال رخ دادن نیست.
ولی اگر صبور باشیم، اگر به تمرین کردنمون ادامه بدیم و به درس خوندنمون ادامه بدیم بوووم. ما دوباره به دوره ای سریع از رشد و پیشرفت می رسیم. و دوباره باید بگم که این در ورزش ، در زبان آموزی و تمام چیز هایی که قصد داریم یاد بگیریم رخ میده.
مردی به نام جورج لئونارد درباره این تجربه در کتابش به نام تسلط نوشته که من قبلاً به این کتاب اشاره کردم، ولی قصد دارم که قسمتی دیگه از این کتاب رو براتون بخونم و دوباره دربارش صحبت کنم چرا که پلاتو ها خیلی میتونن خسته کننده باشند. پلاتو یکی از سخت ترین چیز هاییه که دانش آموزان انگلیسی یا دانش آموزان هر موضوعی باهاش برخورد دارند، چون میتونه خیلی خسته کننده باشه، میتونه باعث شه که شما این حس رو داشته باشید که دارید پیشرفت نمی کنید، و میتونه به انگیزه شما آسیب بزنه.
پس نیاز دارید که برای پلاتو ها آماده باشید. شما نیاز دارید که بدونید چجوری این مشکل رو حل کنید: چه حسی باید داشته باشید وقتی که به پلاتو در یادگیری انگلیسی بر میخورید. چون خیلی از مردم نا امید و بیخیال موضوع میشن و هیچوقت مسلط نمیشن، اون ها هیچوقت به تسلط انگلیسی نمی رسن، و هیچوقت انگلیسی عالی صحبت نمی کنند.
پس این موضوع بسیار مهمه و میخوام که دربارش کمی بیشتر صحبت داشته باشم پس اجازه بدید که بخشی از کتاب تسلط آقای جورج لئونارد رو براتون بخونم و بعد از اون درباره این موضوع بیشتر صحبت خواهم کرد.
“زمانی که در حال آماده سازی ویژه نامه ای برای مجله اسکویر برای موضوع تسلط بودم، تصمیم گرفتم که به دنبال مجموعه تصاویری بگردم که ایده تسلط را به نمایش در آورند. پس به سراغ صد ها تصاویر ثبت شده مختلف رفتم و آنجا تصاویر بسیاری از هیجان ناشی از پیروزی، درد ناشی از شکست یافتم ولی در میان آنها تصاویری بود که من دنبال آنها می گشتم. تصاویری از ورزش کاران که ایده ی تسلط را به نمایش در می آورند.
بطور مثال استفن اسکات در آخرین دور مسابقه اش. صورتی ساکت، بدنی آرام داشت یا گرگ لوگانیز هنگامی که بر لبه تخته شیرجه ایستاده بود. صورتی آرام و متمرکز داشت. یا پیتر ویدمار در حال انجام حرکات زمینی (floor exercise) با بدنی در حالتی غیر ممکن کش آمده و چهره ای خونسرد. یا کریم ابدول جبار در حال پرتاب هوک از بالای سر حریف خود، با چهره ای نشان دهنده از خوشنودی درونی. حالا ابدول جبار آن مرد با گذشته ای کوچک نیست و من اطمینان دارم او عاشق پول، شهرت و امتیازی است که شغلش به او داده ولی او از همه بیشتر عاشق هوک های آسمانی مختص خودش است.
اهداف همانطور که قبلاً گفته ام، با اهمیت اند ولی آنها در آینده و در گذشته وجود دارند، جایی که حس نمی شوند. تمرین کردن راه تسلط است و در زمان حال وجود دارد. شما می توانید آن را ببینید، بشنوید، بویش کنید، حسش کنید. عاشق پلاتو بودن یعنی عاشق جاودانیت در زمان حال، برای لذت بردن از جهشی اجتناب ناپذیر از فرآیندتان و لذت بردن از میوه ی به ثمر رسیده نیاز دارید که با آرامش پلاتویی که پشت آنان است را قبول کنید. عشق به پلاتو همانند عشق به ضروری ترین چیز در زندگیتان است.”
خیلی خب، خیلی جالب بود. چیزی که جورج داره میگه اینه که خیلی حال میده جهشی عظیم در یادگیری داشته باشیم. درسته، ولی برای یادگیری سریع چیزی ما نیاز داریم تا یاد بگیریم که از پلاتو لذت ببریم. این خیلی خوبه که هدفی داشته باشیم ولی باید یاد بگیریم که از پلاتو ها لذت ببریم. ما باید یاد بگیریم که از زمان هایی که مطالعه و تمرین می کنیم و حس می کنیم که پیشرفت نداریم هم لذت ببریم.
بعضی از مردم در اون موقعیت ها نا امید میشن. اگر شما نا امید بشید سر انجام تسلیم می شید. شما سریع یاد نخواهید گرفت. چون در واقع تحقیقات نشون میدن که هنگام پلاتو ها شما در حال یادگیری با سرعت بالا هستید. مغز شما کلی چیز داره یاد میگیره… کلی اطلاعات جدید، ولی مغزتون آماده نیست که اونها رو به شما نشون بده.
تو مغزتون کلی ارتباط جدید در حال رخ دادنه. شما در واقع خیلی خیلی سریع دارید یاد میگیرید و این ها همه نا خودآگاه در حال رخ دادن هستند. در زمان پلاتو ها شما در حال یادگیری ناخودآگاه هستید. پس شما نمیتونید درباره چیزی که یاد گرفتید صحبت کنید یا شاید ازش استفاده کنید.
بطور مثال در انگلیسی در زمان پلاتو شما حس می کنید که چیزی یاد نمیگیرید. ولی اگر گوش بدین و گوش بدین و گوش بدین در واقع شما در حال یادگیری هستید. بصورت نا خودآگاه مغز شما در حال فهمیدن گرامر و واژگان هستش، مغز شما در حال یادگیری تلفظ بهتر و بهتر هستش ولی این وسط فاصله ای وجود داره. تاخیری میان فهم و استفاده این وسط دیده میشه.
بطور مثال شنیداری شما خیلی سریع در حال پیشرفته ولی مکالمتون…هیچ. شما حس می کنید که هیچ اتفاقی در حال رخ دادن نیست. " من هنوزم نمیتونم خوب حرف بزنم" و بعدش نا امید می شید.این اتفاق برای خیلی از دانش آموزان رخ می ده و مشکل اینجاست که اونا تسلیم می شن و بر میگردن و روش سنتی رو پیش میگیرن و خودشون رو زور می کنن که صحبت کنند و اون باعث میشه که شما آروم تر یاد بگیرید.
شما نیاز دارید به پلاتو ها اعتماد کنید. اگر شما از روش صحیح استفاده کنید، اگر شما از سیستم انگلیسی بدون تلاش استفاده کنید و گوش بدید و گوش بدید و گوش بدید و بخونید و بخونید وبخونید ناخودآگاه شما در حال یادگیری سریع خواهید بود. شما به مرور زمان بیشتر و بیشتر و بیشتر یاد خواهید گرفت ولی این وسط فاصله ای وجود خواهد داشت. تاخیری بین یادگیری ناخودآگاه شما و پیشرفت مکالمه ای شما وجود خواهد داشت.
این دلیلیه که ما تضمین 6 ماهه میدیم نه یک ماهه. چون که تقریباً شش ماه طول میکشه تا این یادگیری های ناخودآگاه یهو خودشون رو بووووم نشون بدن و مکالمه ای بهتر بسازه. همه چیز خودکار رخ میده، همه چی بدون تلاش رخ میده. قسمت مکالمه شما بصورت خودکار رخ خواهد داد، نیازی به نگرانی نیست پس خیلی مهمه که از فرآیند لذت ببرید.
این همون چیزیه که جرج لئونارد دربارش صحبت کرده. شما باید از فرآیند یادگیری لذت ببرید نه فقط از هدف نهاییتون. ما درباره داشتن اهدافی قدرتمند صحبت کردیم، که اونها خیلی اهمیت دارند. و همون اندازه لذت بردن از فرآیند یادگیری هم مهمه. چون که شما اگه هدفی عالی داشته باشید ولی از فرآیند متنفر باشید، از مطالعه کردن متنفر باشید، از گوش دادن متنفر باشید، شما موفق نخواهید شد، و سریع بیخیال میشید.
هر روز شما نیاز دارید که عاشق گوش دادن به انگلیسی باشید. شما نیاز دارید که از فرآیند لذت ببرید. هر روز، هر دقیقه. این همون دلیلیه که شما روحیتون رو باید تغییر بدید. این همون دلیلیه که من بهتون موضوعات جالب توجه میدم. نه یک سری دیالوگ ها خسته کننده، یک سری کتاب های درسی خسته کننده. من در تلاشم که به شما ایده ها و اطلاعاتی انتقال بدم که براتون مفید و جالب باشه.
چرا؟ چون شما از روند یادگیری انگلیسی لذت ببرید. پس شما به منبع متمرکز میشید، به اطلاعاتی که داخلشه متمرکز میشید. نه روی یادگیری زبان چون یادگیری زبان خود به خود اتفاق می افته. اگر شما گوش بدید، سیستم مارو انجام بدید، شما انگلیسی رو خودکار یاد میگیرید، به صورت خودکار انگلیسی بهتر حرف میزنید.
پس کار من به عنوان معلم اینه که روندی براتون بسازم که تا میتونه برای شما جالب، باحال و لذت بخش باشه. این دلیلیه که من همش داد می زنم. این دلیلیه که من داستانهای مسخره میگم. این دلیلیه که موضوعاتی انتخاب می کنم که براتون پر معنی باشه و به زندگیتون کمک کنه، نه فقط به انگلیسیتون. چون من میدونم هر چه شما منبع رو مفید تر ببینید، و داستان ها جالب تر و مفید تر باشن باحال تر، مسخره تر، بلند تر و سرگرم کننده باشن شما از روند یادگیری لذت خواهدید برد. شما میخواید که بهش گوش بدید چون که باحاله، چون براتون جالبه.
پس این چیزیه که شما باید انجام بدید، شما باید انگلیسی ای پیدا کنید که براتون جالب، باحال یا مفید باشه. شما باید ازش هر روز لذت ببرید. شما باید هر موقع که به انگلیسی گوش میدید و میخونید لبخند بر لباتون بشینه. این همون چیزیه که جورج لئونارد دربارش صحبت میکنه، لذت بردن از پلاتو ها، لذت بردن از روند زندگیتون. نه فقط یادگیری انگلیسی بلکه همه چیزهایی که شما انجام میدید باید یاد بگیرید که از روند اون لذت ببرید چون حالا زندگی، زندگیه شماست. نه آینده، نه گذشته، حالا، الان زندگیه شماست.
پس باید الان لبخند بزنید. الان باید سینتون رو سپر کنید. الان باید عمیق نفس بکشید. الان باید از خودتون لذت ببرید. شما باید الان علاقه مند باشید، الان باید هیجان زده باشید. الان باید بدنتون رو حرکت بدید، حالا زمانیه که یادگیری رخ میده.
خیلی خب، امیدوارم که از این روند قدم به قدم با انگلیسی بدون تلاش لذت ببرید. و امیدوارم وقتی که دنبال مواد خوندنی هستید موادی انتخاب کنید که باحال، آسون باشن نه کتاب های درسی حوصله سر بر. از شما خواهش میکنم، این خیلی مهمه، مطمئن بشید…مطمئن بشید… که از روند یادگیریتون دقیقه به دقیقه و هر روز لذت ببرید
خیلی خب، میبینمتون.


چگونه از سطح متوسط عبور کرده و به سطح پیشرفته زبان انگلیسی برسیم؟
احساس پیشرفت در زبان انگلیسی ندارم
داستان و هدف شما از یادگیری انگلیسی چیه ؟ (تاپیک انگیزشی)
3 ذهنیت که انگیزه شما را برای یادگیری انگلیسی دو چندان می کند
موثر واقع شدن سایه افراطی
لتس تاک (پلاتو)
ترجمه درس «برنامه روزانه انگلیسی شما»
لینک مقالات و مطالب مفید در تالار زبانشناس
داستان و هدف شما از یادگیری انگلیسی چیه ؟ (تاپیک انگیزشی)
#2

این موضوع همین الان هم برای من صادقه ( چه تو انگلیسی چه تو سایر چیز ها)
همین الان قشنگ دارم حسش میکنم که انگاری هیچ اتفاقی داره نمیوفته ولی با این ماجرا کنار اومدم چون دربارش قبلا زیاد خوندم
البته نه درباره انگلیسی درباره بدنسازی
من قبل از اینکه دستام آسیب ببینن بدنسازی کار میکردم
یه اصطلاح تو بدنسازی هست که میگن بدنت قفل کرده.
مثلا شما میرید 9 ماه کار می کنید و 6 ماهه بعدش رو حس میکنید که هیچ تغییری وجود نداره که باید با برنامه های مختلف بدنتون رو به تغییر وادار کنید.
و دوباره بعد 6 ماه درجا زدن بدنتون شروع به حرکت دوباره میکنه، وزنه هاتون سنگین تر میشه، انرژی بیشتری براتون به عمل میاره.
من برای مقابله با این عمل روحیمو قوی کردم چون احساس میکنم پلاتو کاملا بحث روانیه، و از همه مهم تر این بود که من عاشق ورزش کردن بودم و بدون اینکه بیخیال شم ادامه دادم و پلاتو رو رد کردم.
الان خودتون بشینید فکر کنید. صد در صد همه ی ما در موضوعی به این پلاتو برخورد کردیم. جایی که حس می کنیم اصلا حرکت نمی تونیم انجام بدیم.
آیا شده بیخیالش بشید؟ یا ادامه دادید و پیشرفت کردید؟


#3

من هنوز به پلاتو بر نخوردم :slight_smile:


#4

سلام
خیلی ممنون واسه ترجمه؛ قبلا ترجمه هارو نخونده بودم ولی این دفعه خوندم چون یه چیزی بود که حسش کرده بودم ؛سبک ترجمه تون خیلی دل نشینه .
و اینکه من چند جا تو زندگیم از این پلاتو ها داشتم ؛ یکیش موقع گیتار زدن بود ؛ اون موقع که واقعا پیشرفت خیلی خوبی داشتم و بعد از اجرایی که داشتم حس کردم دیگه پیشرفتی نیست ؛ و سر همین احساسات و دوری کلاس هام و کنکور ترجیح دادم بذارمش کنار ؛ و الان من 100% پشیمونم از کنار گذاشتنش و استادم هم همینو گفت بهم که خیلی اشتباه کردم .
تصمیم من اینه که برای موقع استراحت هام گیتار رو بذارم مابین درسا .
خب اینم جواب سوالتون : من تسلیم پلاتو گیتار شدم:))
راستی این کتابی که ای جی ازش میگه " تسلط " رو میشه پیدا کرد جایی؟


#5

سلام منظورتون تو انگلیسیه یا کلا تو زندگی؟
اینکه اتفاق نیوفتاده واستون خیلی عجیبه :grinning: دست مریزاد

یه واقعیت دیگه ای هم وجود داره که باید بدونیم و اون اینه که شما هر چیزیو خوب پیش ببری و کنارش بزاری دلیل بر از صفر شروع کردن نیست
این دفعه که شروع می کنید با قدرت بیشتری بر میگردید و زود تر از قبل پیشرفت می کنید.
مثلا تو همین بدنسازی که من گفتم مقوله ای هست به اسمه حافظه عضله.مثلا من 4 سال کار کردم و الان یکساله که از ورزش دورم.
دفعه بعد که دوباره بخوام شروع کنم نیازی به 4 سال تمرین کردن برای رسیدن به اون سطح ندارم میانگین 2 سال برای رسیدن به بدن قبلیم کافیه.
این مثال عضله بود ولی تو همه چیز این موضوع صادقه. مثلا تو نقاشی و طراحی آرون بلیس ( انیمتور انیمیشن شیر شاه) میگه که طراحی و نقاشی مثله ورزش میمونن شما هر چه رو عضلتون کار کنید بهتر فرم میگیرن ولی اگه مثلا یه دوره کنارش بزارید افت می کنید.
این مثال تو همه چیز صادقه. تمرین تمرین تمرین.
اگه گیتارو شروع کردید هر روز گیتار بزنید حتی شده 10 دقیقه در روز مطمئن باشید از قبل هم بهتر میشید.

تمامی کتاب های معرفی شده توسط ای جی رو میشه پیدا کرد. بابت بعضیاشون حتی با اینکه غیر قانونی درحال انتشارشون هستند باید پول بدیم
مثلا اینجا داره غیر قانونی کتاب رو می فروشه.

البته اگه یکم همت کنیم میتونیم تو سایت های خارجی هم پیداش کنیم هرچند خیلی وقت گیره.

ایشالا دو سه سال دیگه خودم این کتاب های جالب معرفی شده توسط ای جی رو ترجمه می کنم. فعلا توانایی ترجمه همچین کتاب های سنگینی رو ندارم.


#6

سلام، کلا برنخوردم :grin:


#7

سلام، اینجا رو بگردید ببینید هست؟


#8

مرسی ؛ حتمن انجامش میرم
قبلا جوری دیوانه وار گیتار میزدم که نوک انگشتام کلن سفت شده بود ؛ ولی شنبه ی همین هفته 1 ساعت که گیتار زدم نوک انگشتام تاول زده ولی شما درست میفرمایین …
حافظه عضله خیلی چیز جالبیه ، خوشم اومد ازش و کاملا قبول دارمش :smile:


#9

[George_Leonard]Mastery_The_Keys_to_Success_and(bookzz.org).pdf (1.0 مگابایت)

اینم همون کتابه:blush::blush:
انقد پرتم کرد از این سایت به اون سایت گفتم وقتی گرفتمش میذارم اینجا کسی مث من گیج نشه :sweat_smile:


لتس تاک (پلاتو)
#10

ما سعی کردیم با همین نمودارها و زنجیره یادگیری، بار روانی پلاتو ها رو کمتر کنیم. چون وقتی مثلا شخصی ۵۰ روز زنجیره یادگیری داره، پاره کردنش واقعا سخته.

از طرف دیگه در نمودارهایی مثل شاخص لغت یا لغت هایی که بلدین، مشخصه که هر روز چقدر چیز جدید یاد گرفتین که این خودش باعث میشه حتی در پلاتو هم ببینیم پیشرفتمون چقدره.


#11

من دو سه روزه این احساسو شدیدا در خودم حس میکنم قشنگ کسل کننده شده برام واسه همین اومدم تا این تاپیکو یه بار دیگه بخونم شاید تونستم با این پلاتوها کنار بیام فک میکنم انگیزمو از دست دادم


از دست دادن انگیزه برای یادگیری زبان انگلیسی 🤕
#12

بهترین راه مقابله با پلاتو عشقه
همونطوری که در این درس بهش اشاره شده ( یه مقدار اشتباه ترجمه ای داره)

کریم ابدول جبار پولو و امتیاز و همه چیو داشته ولی عشق زدن هوک ( یه حرکت تو بسکتباله که توپو از بالای سر حریف رد میکنی تو سبد) رو از همه بیشتر دوست داشته.
یعنی بسکتبالو واسه خود بسکتبال دوست داشته واسه همین هر روز تمرین می کرده و هر روز به تمرینش ادامه می داده.
شما باید عاشق انگلیسی باشید. تو تمام چیزایی که میخواید یاد بگیرید هم این صادقه.
عاشق باشید و از روندتون لذت ببرید
پیشنهاد من اینه از کتاب هایی استفاده کنید که عاشقشونید
کتابی بخونید که خستتون نکنه.
نه هر کتابی، کتابی که خودتون میخواید.


#13

سلام دوستان
سطح این کتابی که پونه خانوم معرفی کردن چنده؟


#14

من قبل از اینکه با زبانشناس اشنا بشم این حالت ها برام بود…
البته بعد زبانشناس هم _ تا حدودی - بود ولی کمتر .
ولی راستش اسم ش رو هم نمیدونستم که چرا این حالت برام پیش اومده اصلا چم شده من که یه روز عاشق زبان بودم این طوری کسل و بی انگیزه شدم !؟!
الان -با خوندن این مطلب - فهمیدم که علت چی بوده و اسمش رو هم یاد گرفتم.
یه اصطلاح تو علم منطق هست : جهل مرکب
جهل مرکب یعنی کسی چیزی نمیداند و نمیداند که نمیداند (فکر میکند که میداند)
من الان از جهل مرکب در اومدم …
کلی لذت بردم اقا کامبیز .
واقعا گل کاشتی .
سپاس مجدد وفراوان .
:rose::rose::rose:


این مطلب به صدر مطالب آورده شد. #15

این مطلب به صدر مطالب آورده شد. #16

#17

عالی بود
من همیشه حسش میکنم
ولی نمیدونستم چطور بیانش کنم


#18

پلاتو همیشه تو همه جا هست. ولی میشه با چالش کشیدن خودتون تا حد زیادی ازش دوری کنید.

هر مشکلی دارید سریعاً بهشون بپردازید تا کمتر به پلاتو برخورد کنید.


#19

نه اصلا باش مشکل ندارم
اتفاقا وقتی توش گیر میکنم چون میدونم بعدش جهش دارم ناراحتم نمیکنه
هرقدرم بیشتر طول بکشه میدونم بمب بزرگتری در انتظارمه


#20

ینی چطور خودمو به چالش بکشم؟!!!