چگونه زبان انگلیسی را با این ۵ استراتژی، سریع یاد بگیریم

language_learning_tips
چگونه زبان انگلیسی را با این ۵ استراتژی، سریع یاد بگیریم
0

#1

بارها پیش اومده درباره سرعت بخشیدن به روند یادگیری زبان انگلیسی با هم دیگه صحبت کردیم. قبلا از بلاگ استیو کافمن مقاله ای در این باره ترجمه کردم و با شما به اشتراک گذاشتم که امیدوارم براتون مفید بوده باشه. حالا دوباره قصد دارم به 5 استراتژی دیگه برای به حداکثر رسوندن سرعت یادگیریتون بپردازم. برای این کار به آنالیز نکات تو مقالات مختلف و صد البته نرم افزار زبان شناس پرداختم و نتیجش شد این مطلب که قراره بخونید. پس بخونید و با من همراه باشید.

" 7ساله تو مدرسه انگلیسی می خونم ولی هنوز که هنوزه تنها چیزی که یادمه Hello…How are you هستش"
به نظرتون این دیالوگ آشنا نیست؟ دنبال این دیالوگ تو فیلمی یا سریالی یا چیزی نگردید، این دیالوگیه که خیلیامون ممکن بوده ازش رنج برده باشیم.

همونطور که می دونید یادگیری زبان انگلیسی، یکی از مفید ترین و موثر ترین مهارتهایه که می تونید در زندگی کسبش کنید. ولی سوال اینجاست چرا اینقد سخته؟ اگه تو مدرسه یا کلاس زبان، یه زبانو آموزش دیدید، سوال اینجاست، پس چرا هنوز نمی تونید یه مکالمه ساده داشته باشید ؟
مطمئنم دوباره قصد ندارید 7 سال دیگه برید کلاس زبانو و مدرسه، به روش غلط زبانو یاد بگیرید، پس لطفاً به این 5 مورد توجه ویژه کنید.

چجوری زبان انگلیسی رو سریع یاد بگیریم؟

سوال خوبیه ولی واقعا چجوری؟

1.خودتون در شرایطی قرار بدید که رشد کردن در اون اجتناب ناپذیر باشه.

شده به خودتون بگید، من باید از زبانی که یاد گرفتم استفاده کنم ولی نتونستید استفاده کنید؟ خود به خود، مغز به صورت غریزی تصمیمی رو اتخاذ می کنه که ساده ترین و کمترین نیاز رو به فکر کردن داشته باشه. یادگیری زبان نیازمند اراده ای قویه. برای پیشرفت نیاز دارید از محدوده راحتیتون خارج شید و برای یه مدت خودتون رو از ورود بهش منع کنید.

مشخصه که تصمیم ساده ای نیست و نیاز به خلاقانه فکر کردن داره، ولی به من اعتماد کنید، نتیجش ارزش وقت و تلاشی که براش می زارید رو داره.:wink:

خیلی‌ها این اعتقاد رو دارن که برای یادگیری یه زبان بهترین راه اینه که به کشوری سفر کنیم که به اون زبان صحبت کنن. این اعتقاد کاملاً صحیح نیست! بله اگر به کشوری سفر کنین که کاملا توسط بومی زبانان انگلیسی احاطه شده باشه، این اعتقاد میتونه درست باشه. اما در غیر این صورت یادگیری انگلیسی براتون اختیاری میشه نه اجتناب ناپذیر!

در رابطه با مطلب فوق این مثال رو یه نفری که به چین سفر کرده بود زده::

چندین سال پیش به چین کوچ کرده بودم و در مدرسه ای که در شهر صنعتی شنژن قرار داشت، مشغول کار شدم. متوجه شدم با اینکه اون شهر 12 میلیون جمعیت داره، امکان پیدا کردن کسی که انگلیسی رو روون صحبت کنه، خیلی سخته. در بیشتر موارد من تنها خارجی ای بودم که در محدوده 5 مایلی زندگی می کرد.

اوایل زندگیم تو اون شهر، به شکل دیواننه وار، خسته کننده پیش می رفت، ولی چاره ای جز یادگیری زبان چینی برام وجود نداشت. چرا؟ چون اگه میخواستم غذایی تو یه رستوران سفارش بدم، یا تو شهر آدرسی بپرسم که گم نشم، نیاز داشتم با شهروندای شنژن ارتباط برقرار کنم. بعد از چند هفته، دوازده عبارت مفید یاد گرفتم که شاید در حالت عادی، ماه ها طول می کشید تا یاد بگیرم.

بله! نویسنده اون مطلب در شرایطی قرار گرفته بود که کاملا یادگیری زبان چینی براش اجتناب ناپذیر شده بود. ولی شاید شما بگید “من که نمیتونم به کشور انگلیسی زبان سفر کنم” خب! جواب من به شما اینه: مشکلی نیست! هزار راه دیگه وجود داره که می تونید یادگیری رو غیر قابل انکار کنید. بعضی از این راه ها عبارت اند از: تغییر زبان گوشی و شبکه های مجازیتون به زبانی که در حال یادگیری اون هستید، یا ارتباط با گروهی از افراد، که شما رو وادار کنند از انگلیسی استفاده کنید، مثلا ما در انجمن چالش هایی داریم که شما رو وادار به یادگیری منظم و استفاده از انگلیسی می کنند، بطور مثال چالش شدت و چالش let’s talk.

در چالش شدت، شما روزانه مجبور هستید به انگلیسی با حداکثر فشار گوش بدید، هیچ قانون خاصی وجود نداره، یاد می گیرید که از هر فرصت، هر چند کوتاه، هم برای انگلیسی استفاده کنید.

تو چالش let’s talk یاد می گیرید، به مطالب به شکل عمیق گوش بدید و در آخر تفسیری از اون مطلب رو ارائه بدید که موجب استفاده از زبان به شکل مکرر، تمرین مکالمه و صد البته افزایش اعتماد به نفس میشه.

یا حتی کار های دیگه، می تونید در سایت های مکالمه عضو شید و شریک مکالمه ای پیدا کنید. یا می تونید یه سری برگه های کوچیک درست کنید، که کلمات جدید رو، روشون بنویسید و به درو دیوار خونتون بچسبونید، که همیشه جلو چشمتون باشند. البته یادتون باشه که حتما مطالبی که مینویسین رو به نحوی مرور بکنین. در رابطه با این موضوع در تاپیک زیر توضیحاتی دادم و گفتم که اهمیت دوباره خونی چقدره و چجوری با مدیریت زمان میشه حداکثر بازده رو از مطالب دریافت کنیم.

2.روون شدن از دقیق بودن مهم تره

راهی دیگه برای سریع حرکت کردن تو جاده تسلط اینه که به جای دقیق بودن به روون شدن تمرکز کنیم. که صد البته یکی از سخت ترین کارها و در عین حال یکی از قوی ترینه مفهوم ها، برای فهم بهتر زبانه. اول از همه اجازه بدید منظورم رو از دقیق یا روون بودن بگم.

روون شدن مهارتیه که کسی رو خیلی ساده و راحت توصیف و تفسیر کنید، که این یعنی، در هنگام مکالمه خیلی راحت از زبان استفاده کنید.

اما دقیق بودن مهارتیه که میخواید صحیح و دقیق باشید. که این یعنی مکالمه داشتن بدون خطا های گرامری، واژه ای، لفظی و…

بله اینها دو موضوع متمایز از هم هستند. شما می تونید تو یه زبان روون شید، بدون اینکه دقت صد در صدی داشته باشید و یا در مقابل می تونید تو زبان دقیق شید بدون اینکه اسمشو بشه روون گذاشت. هدف نهایی شما اینه که زبان جدیدتون رو روون صحبت کنید نه دقیق!!! چرا؟ چون هیچکی به دقیق بودن شما، موقع صحبت کردن اهمیتی نمیده.

پس…این یعنی اینکه ما باید اهمیت دقیق بودن رو فراموش کنیم. بله!!! شما باید در زمان استفاده از زبان، اشتباه کنید و این هم بدونید هیچ مشکلی با اشتباه کردن وجود نداره، به زبان خودتون فکر کنید، هنگام صحبت کردن، از قاعده خاصی پیروی می کنید؟ اگه بگید آره یه دروغ گوی بزرگ هستید!!! مشخصه که هیچکدوممون از قاعده ای خاص پیروی نمی کنیم ولی با این حال خیلی راحت همه، حرفامون رو متوجه میشن. این موضوع حتی از اون چیزی که ما بهش فکر می کنیم هم واقعی تره.

وقتی یه زبان جدید رو یاد می گیرید، بیخیال یادگیری کلمات زیاد شید، بیخیال ادای کلمات به شکل عالی بشید، زبان با خوندن کتاب های درسی مثله اینترچنج و امریکن انگلیش فایل و تاپ ناتچ و… یاد گرفته نمی شه. به جای اینها، به یادگیری کاربردی و موضوعات گفت و گویی بپردازید و راهتون رو به سمته اینا سوق بدید. به این روش اعتماد کنید. این روش برای شما زمان و راحتی زیادی می خره.

3. به جای چپاندن کلمات در مغزتون، از نرم افزار هایی استفاده کنید که به تکرار کردن کمک کنند.

ما با این نصیحت بزرگتر ها آشناییم : هر چه بیشتر درس بخونی، سریع تر رشد می کنی. ولی آیا واقعا مسئله به این سادگیاست؟

وقتی که مستقل درس می خونید، خیلی وسوسه انگیزه که کلماته جدیدِ زیادی رو تو مغزمون بچپونیم و بعد از یکمی صبر کردن، دوباره همون کار ها رو تکرار کنیم. درسته!!! قبول دارم!!! این روش میتونه تو کوتاه مدت موثر باشه( شایدم نه!!!) ولی در نهایت این راهی نیست که حافظه بلند مدت شما رو تحریک کنه.

لطفاً یادگیری زبان را از یادگیری برای امتحان، جدا کنید. راه های زیادی وجود دارند که اطلاعات رو حفظ کنیم و محرک یادگیری بلند مدتمون باشیم.

بطور مثال یکی از این راه ها، یادگیری با نرم افزاریه که متکی به تکرار، در بازه زمانی خاصه. این نوع نرم افزار ها تقریبا، از روشی مشابه فلش کارتها ایده گرفتند. این فلش کارت ها با الگوریتم های پیچیده ای ساخته شده اند، که بین هر یادگیریه شما، یک بازه زمانی مشخص ایجاد کنند.

بخوام یه جور دیگه توضیح بدم میشه: کارت هایی که خیلی ساده اند، کمتر از حد معمول به نسبت کارت های سخت نشون داده می شن، که این، کاربرا رو قادر می کنه تا وقت بیشتری را صرف کارت های سخت تر کنند. اونقدر سخت ها نشون داده می شن تا بهشون مسلط شید، که این به صورت فعالانه موجب می شه، شما اونا رو به شیوه ای موثر تر یاد بگیرید.

مثالی برای این مورد در همین نرم افزار زبانشناس موجوده. (نمی دونستید نه؟:grin:)

شما کلمه ای رو انتخاب می کنید و به جعبه لاینتر فعالانه، اضافه می کنید. بعدش، برای مرور اون کلمه به جعبه لاینتر سر می زنید. این جعبه شامل 5 خونه میشه که هر خونه یک بازه زمانی رو دنبال می کند.

مرور کلمات به این صورته:

وقتی کلمه ای وارد جعبه لاینتر بشه و در خونه اول قرار بگیره ، مرور اون کلمه، میره واسه یه روز بعد.اگه شما اون کلمه رو بدونید و تیکش رو بزنید، اون کلمه به خونه دوم میره.

برای مرور کلمات تو خونه دوم، نیاز دارید که چهار روز صبر کنید. بعدش اگه، گزینه می دانم را انتخاب کردید، کلمه به خونه سوم می ره، اگر نه! چهار روز دیگه برای مرور اون کلمات تو خانه دوم صبر می کنید.

در خونه سوم مدت مرور 8 روز، تو خونه چهارم 16 روز و تو خونه پنجم مرور کلمات به 32 روز آتی موکول می شن. که این موجب تکرار در بازه زمانی مختلف شده و حافظه بلند مدت را تحریک می کند. این نوع تکرار SRS (Spaced Repetition Software ) نام داره که ترجمه فارسی اون، نرم افزار تکرار، در بازه زمانی خاص هستش.

با جایگزینی این روش، به جای چپوندن واژگان به مغزتون، زمان مطالعه بیشتری برای خودتون می خرید و صد البته سریع تر هم یاد می گیرید.

به هر حال کافی نیست که فقط کلمات زیادی رو حفظ کنید. بلکه نیاز دارید در مثال های زیادی اونها رو ببینید.
پس باز به نرم افزار زبان شناس بر می گردیم. وقتی کلمه ای را هایلایت کنید و در جعبه لاینتر فعالانه قرار بدید به شما این امکان رو میده که در تمامی دوره های موجود در زبان شناس، اونا رو ببینید و مرور کنید.

تو جعبه لاینتر، هر خونه دارای درجات رنگیه متفاوته. به رنگ های زیر توجه کنید:

خونه اول زرد ترین هایلایت رو داره و خونه های بعدی رنج رنگی متفاوت و روشن تری به نسبت قبلی رو دنبال می کنن تا اینکه به سفید برسند.
و شما با خوندن داستان ها، این لغات را در شرایط مختلف می بینید و از مثال های موجود استفاده و یادگیری خودتون رو عمیق تر می کنید.

4. شریکی برای مکالمه پیدا کنید.

هیچوقت کمک خواستن از کسی خجالت نداره. پس انجامش بدید! کمک خواستن کاریه، که باید به انجامش افتخار کنید. این ثابت می کنه که شما روند یادگیریتون رو جدی گرفتید و هر کاری را برای تسلط در اون مهارت، انجام می دید.

داشتن شخصی حامی، برای سرعت بخشیدن به روند یادگیری شما لازمه. مهم نیست که در چه سطحی هستید، کسی رو پیدا کنید که در حال یادگیری زبان شماست. زمانی مشخص شده، برای ملاقات و به اشتراک گذاری هر پیشرفتی که داشتید و دادن بازخورد کارهاتون تعیین کنید. به همدیگه منابع یا نکاتی که براتون مفید بودند، رو ارائه بدید.
این می تونه زمان بسیار مناسبی، برای تمرین مهارت هاتون با هم دیگه باشه.
از همه مهم تر می تونید، اهدافی را برای خودتون بزارید و درباره اون اهداف، در ملاقات های بعدی ای که دارید، به بحث بپردازید.

5.از اشتباهات یاد (و براشون) جشن بگیرید.

اگر در شرایطی زندگی می کنید که به شما اجازه میده زبان جدید رو تمرین کنید، به شما تبریک می گم، حالا زمان اون رسیده که هزاران اشتباه داشته باشید. وقتی تو شرایط سخت یادگیری قرار می گیرید (مخصوصاً یادگیری زبان) سعی کنید فروتن و سر به زیر باشید. هر احساس و میلی، برای عالی بودن و ترس از قضاوت شدن را رها کنید.

شما می تونید، باهوش ترین شخص روی زمین باشید، ولی اگه کله شق یا محافظه کار باشید، خودتون رو از پیشرفته بیشتر، دور می کنید. اینو در نظر داشته باشید که بومی زبانا اگهتلاش شما، برای یادگیری بخشی از فرهنگشون رو ببینند، سخاوتمند و قدردان میشن. بابت حتی کوچکترین اشتباهات هم خوشحال باشید، چرا که این یعنی در حال تلاش کردنید.

هر چه، هر روز زبان جدید رو تمرین می کنید، بیخیال قضاوت مکالمه خودتون، به عنوان یک موفقیت یا یک شکست بشید. این موضوع که ما بدترین منتقد خودمون هستیم و خودمون رو بابت فراموش کردن یک کلمه خاص یا قادر نبودن به ارائه یک ایده سر زنش کنیم، می تونه بسیار اغواء کننده باشه. به جای اون یاد بگیرید که از هر اشتباه برای فرصتی جدید در یادگیری، استفاده کنید. اگه یادتون باشه چند وقت پیش موضوعی با عنوان"بیاید اشتباه کنیم" ایجاد کردم و اونجا از اهمیت اشتباه کردن صحبت کردم. اونجا سایت هایی معرفی کردم و شما رو دعوت به اشتراک گذاری مهارت زبانتون با افراد مختلف کردم. حالا هم از شما می خواهم که از استفاده از زبان نترسید.اشتباه کنید! و از اشتباهاتتون یاد بگیرید. اگر در سطحی هستید که می تونید از زبان استفاده کنید، پس تردید نکنید و حالا اون کار رو انجام بدید.

از هر گفت و گو استفاده کنید و به خودتون بازخوردی سازنده ارائه بدید. بعضی از نکاتی که شاید بخواید به اونها توجه کنید عبارت اند از:

  1. برای من، چه کلمه یا عبارتی درگفت و گو خوش آیند بود؟
  2. چه کلمات جدیدی شنیده ام یا دیده ام؟
  3. چجوری میتونم در آینده، گفت و گویی مشابه و موثر داشته باشم؟

وقتی که هم و غم زبان رو با آغوش باز تونستید، قبول کنید، بهتر لذت می برید و بهتر قدردان این سفر خواهید شد، که این خودش، شما رو برای فرصت های یادگیری بیشتر آماده می کنه.
به یاد داشته باشید موفقیت از واقعیتی ساده که در حال انجام اون هستید، نشات می گیره. از این نکات استفاده کنید و در مسیر یادگیری زبان جدید، با نهایت لذت، سرعت و راحتی پیش برید.

موفق باشید.


چگونه بهترین برنامه یادگیری زبان انگلیسی را بسازیم؟
چالش let's talk «چنگیز خان»
7 دلیل که چرا کلاس های زبان ما را به موفقیت نرساندند و راه حل آنها چیست؟
آیا یادگیری چند زبان با هم ممکن است؟ «نظر زبان آموزان حرفه ای»
چگونه می توانم معنی کلمات را پشت سر هم بخوانم؟؟؟
« چگونه در یک ساعت زبان یاد بگیریم؟ »
« آنچه که باید از تکنیک سایه برای یادگیری زبان انگلیسی بدانیم »
تعداد دفعات مرور کردن داستان ها؟
جوجه پیشرفت زبان‌شناس
« فراموشی؛ بهترین راه برای یادگیری لغات انگلیسی »
چگونه یک کتاب انگلیسی را به شکل بهینه بخوانیم؟
« 5 چالش در یادگیری زبان انگلیسی را بشناسیم و به جنگشان برویم »
«5 افسانه که در یادگیری زبان انگلیسی و هر زبان دیگه ای وجود دارند»
« ۱۸ ترفند کوتاه از اولی ریچادرز درباره یادگیری زبان انگلیسی و سایر زبانها »
آیا با فیلم ها می توان زبان انگلیسی یاد گرفت؟ با اشتباهات مرسوم در استفاده از فیلم ها آشنا شوید
چگونه ژورنالی برای یادگیری زبان داشته باشیم ؟
لینک مقالات و مطالب مفید در تالار زبانشناس
۶۵ کلمه و عبارت که باید در یادگیری زبان انگلیسی و سایر زبان ها اولویت داشته باشند
چگونه یک کتاب انگلیسی را به شکل بهینه بخوانیم؟
یادگیری زبان انگلیسی در سطح صفر - نظر زبان آموزان حرفه ای چیه؟
آیا بزرگسالان همانند کودکان قادر به یادگیری زبان انگلیسی هستند؟
#2

خیلی ممنونم از مقاله خوبی که نوشتین.

دقیقا این مورد رو من به کرات تو ایمیل های خصوصی مشاهده کردم. مثلا یکی به من گفت چندین ساله که رفته آمریکا (یا انگلیس دقیقا یادم نمیاد) اما برای کوچکترین کارها نیاز به مترجم داره. حتی گفت که مجبور شده یه محیط ایرانی برای کار پیدا کنه تا مشکلی با انگلیسی نداشته باشه و بعد از این همه سال هنوز هیچ پیشرفتی نداشته.

این مورد هم نکته خوبی هست. من تجربه داشتم. مثلا من و علی @golmirzaei خیلی وقته که دیگه یه کلمه هم با هم فارسی صحبت نمیکنیم و تمام مکاتباتمون و صحبتهامون انگلیسیه. جواب میده. حتما یه دوست پیدا کنین که کلا باهاش انگلیسی حرف بزنین.


#3

دقیقا همینطوره. باید اراده قلبی هم باشه
استیو کافمن تو کتابش در این باره نوشته.
گفته که تا 17 سالگی تو مدارس زبان فرانسوی خونده و دورشو کلی آدم فرانسوی زبان گرفته بودن ولی چون علاقه ای به یادگیری و درگیری با زبان نداشته فرانسوی رو یاد نگرفته حتی با اینکه نمراتش در مدارس بالا بوده.
ولی بلافاصله وقتی تصمیم گرفتش درگیر زبان شه حتی با دانش کم فرانسویش با اونا ارتباط برقرار کرد و کم کم به تسلط زبان رسید.


#4

مثل همیشه مفید و آموزنده بود
ممنون آقا کامبیز:tada:
من اعتقاد دارم اولین مرحله برا انجام هر کاری خواستن از ته دل باشه که این خودشم چند مرحله میشه مثلا اولش فقط ی فکره بعدش با نیاز همراه میشه و شدت میگیره ولی اوجش زمانیه که با اراده یکی بشه اونوقته که دیگه هیچی جلودار خواستمون نمیشه نه امکانات نه زمان و نه هیچ چیز دیگه اون موقعست که فقط و فقط فکر به نتیجه آدم رو جلو میبره…


#5

عکسهای صفحه پخش کننده مال چند وقت پیشه؟! از کجا این زیر خاکی‌ها رو پیدا کردی؟


#6

از اینجا :grin:

https://zabanshenas.com/درس-چهارم/


#7

سلام تشکر،آقاکامبیز بابت مطالب خوب و مفیدی که قرار میدین…
خداقوت…


#8

سپاس گذارم
واقعا مطلب مفیدی بود…
مفید و کاربردی…
:star_struck:


#9

عاااااالی بود مثل همیشه:clap::clap::clap::clap:
ممنون از راهنمایی های خوب و کاملتون:clap::clap::rose::rose:

ضمنا جوجه جغدتونم خیییییلی قشنگ تغییر چهره داده
اصلااااا نشناختمش:joy::joy::stuck_out_tongue_winking_eye:


#10

همین دیالوگ باعث شده خیلیا قید یادگیری زبان انگلیسی رو بزنن، :expressionless:
چون همش با خودشون میگن: بیخیال، دوباره بیام همه این چیزای که تو مدرسه یا گرفتم رو یاد بگیرم و بعد دوباره یادم بره؟:tired_face:
نمونه ش بابام، داداش و مامانم که هر چی اصرار کردم بهشون، تفکرات قبلیشون در رابطه با یادگیری زبان باعث شد بهونه بیارن (به عبارت دیگه English Trauma):neutral_face:

با اینم کاملا موافقم، کلمات باید جاهای مختلف تکرار بشن برامون، با لهجه های مختلف، از زبان آدم های مختلف (یا به عبارتی کلمه یا عبارت جدید برامون ملموس باشه) :stuck_out_tongue:

من کلا با روش لایتنر نمی تونم ارتباط برقرار کنم، چون خود ما هم وقتی فارسی یاد گرفتیم کلمات پر کاربرد رو زبون آدمهای مختلف شنیدیم و تو کتاب درسی و غیر درسی یاد گرفتیم، نه تو جعبه لایتنر (منم سعی می کنم یادگیری کلمات و عبارات با استفاده از روش تکرار فعالانه باشه، نه چیز دیگه ای، دقیقا مثل فارسی و کاملا ناخودآگاه):tv: :film_strip: :computer_mouse:

این یکی از بهترین جمله هاییه که هر زبان آموز باید ملکه ذهن خودش قرار بده، چون من خیلیا رو دیدم با اینکه دایره کلمات خوبی دارن و گرامرشون هم نسبتا خوبه، ولی میخوان به یه روز خاصی برسن و بعد نوشتن و صحبت کردن رو شروع کنن
در حالیکه اگه این تفکر رو بذارن کنار و از اندوخته شون استفاده کنن زودتر به پیشرفت میرسن :upside_down_face:

و نکته آخر: دمت گرم نذاشتی قیافه جوجه جغد لو بره :smile:


#11

آقای ناصری شما هم باید مثل lingq همچین چیزی تو سایت قرار بدی مارو از کنجکاوی درآری😂


#12

من اشتباهی که اونا مرتکب شدن رو مرتکب نمیشم :nerd_face:


#13

منم از لایتنر خوشم نمیاد، آخرین باری که استفاده کردمو یادم نمیاد
ولی اگه کسی بخواد از لاینتر استفاده کنه بهتره اینجوری استفاده کنه.لا اقل تو دوره های بلند مدت لغاتو یاد میگیرن
چون لایتنرای قدیمی تهه وقت تلف کردنه


#14

برعکس من.عاشق لاینترم…من خیلی جاها ازش استفاده بردم.شاید باور نکنید.حتی در ریاضیات و…
میتونم بگم ۸۰ درصد لغات زبان رو که بلدم.به روش لاینتر ملکه ذهن ام شده ودیگه پاک نشده


#15

محدوده ی راحتی رو بهش Comfort Zone میگن و دقیقا این حرف درسته. آقای ای جی هوگ در این رابطه یه درسی داشته که بد نیست اینجا به اشتراک بذارم.

لایتنر خشک و خالی که بله ولی اگه لایتنر تعاملی داخل زبانشناس هم منظورته لازمه یه توضیح مختصری اینجا بدم. لایتنر تعاملی داخل زبانشناس هدف اصلیش حفظ کردن لغت نیست. بلکه حدف ما این بوده که بفهمیم لغت در چه سطحی از یادگیری قرار داره. اگر شما لغتها رو در اپلیکیشن زبانشناس به لایتنر اضافه کنین، چندتا نکته مثبت داره

اول اینکه با لایتنر ما میتونین تو خود درسها، اونها رو مرور کنین و اصلا لازم نیست به قسمت جدا گونه ای که براش قرار دادیم برین.

دوم اینکه هر بار که لغت به لول بالاتری میره، همونطور که آقا کامبیز اشاره کردن رنگش کمرنگ تر میشه. این باعث میشه داخل متن دروس، تمرکزتون بیشتر رو لغاتی باشه که کمتر بلدین (پر رنگ ها)

سوم اینکه شاخص لغت از طریق همین بازی با لغات محاسبه میشه که پارامتر مهمی در میزان درگیر بودن شما با زبان انگلیسی هست.


چگونه بهترین برنامه یادگیری زبان انگلیسی را بسازیم؟
#16

آره در جریانم،
کلا لایتنر زبانشناس خوبه، همونطور که شما گفتید باعث میشه کلمه بعد از چند روز مرور بشه خودش نکته مثبتیه
منظورم لایتنر های معمولی بود


#17

ممنون آقای ناصری
ای جی راه کارهای خیلی خوبی رو داخل این کلیپ توضیح میده.نگرشش نسبت به آموزش فوق العادست


#18

با سلام.
جالبه که تمام این موارد رو بارها و بارها ما تو سایت های مختلف خوندیم و شنیدیم اما بازهم تقریبا همگی ما مشکل داریم. بازهم تو انتخاب اینکه چی بخونم و چطور بخونم مشکل داریم. به عقیده بنده رعایت این موارد خوبه اما چی خوندن و چطور خوندن هنوز جز موارد مشکل ساز است


#19

سلام، این مورد هم برای کاربرا این سایت خیلی وقته که حل شده
برای تایید عرایضم می تونید به پست هایی با برچسب Lets Talk مراجعه کنید
(تمامی این پست ها توسط کاربران این سایت تهیه شده)
این هم به عنوان نمونه براتون گذاشتم


#20

با سلام

این مشکل، کاملا طبیعیه و خیلیا باهاش رو به رو میشن.
برای حل این مشکل نیاز نیست دنبال مقاله و راهنمایی خاصی برید.
آره مقالات کمک حال شما هستن، راهنمایی ها هم همینطور ولی تهش کی تصمیم میگیره؟ مشخصه شما…
من به شما بگم برید مجموعه انگلیسی قدرت رو بخونید. این میشه نظر من ولی نمیشه نظر شما.
یه پیشنهاده و در آخر شمایید که باید ببینید آیا واقعا انگلیسی قدرت به درد من میخوره یا نه؟
یه درس رو میخونید می بینید اوکی بدک نیست ادامه میدید.
دقیقا مثله پیشنهاد سریال یا فیلمه
من به شما میگم برید سریال The Walking Dead رو ببینید. امکان داره شما ببینید و ازش خوشتون نیاد.
ما باید در جاده قدم بزاریم تا چالش ها و راهنمایی های خودمون رو داشته باشیم. هیچوقت نمیشه به همه یه راهنمایی مشابه داد فقط میشه پیشنهاد کرد و اگه نظر من رو بخواید این سوال شما تا ابد اگه پرسیده شه بی جواب خواهد بود چون جواب دسته شماست نه کس دیگه.
شما وقتی مطلبی رو می خونید، میبینید، گوش میدید، شمایید که حس رو درک می کنید و احساس می کنید که آیا این مناسبه یا نه. هیچکس حق نداره جای شما تصمیم بگیره فقط حق دارن پیشنهاد بدن.
پس انتخاب منبع، حقه شماست. اگه عاشق ورزشید، مطلب ورزشی بهترین انتخابه، اگه عاشق هنرید بهترین راه برای خوندن مطالب، مطالب هنریه و…
پس دائما شما باید موضوع انتخاب کنید و امتحان کنید تا به اصل ماجرا برسید
هیچ کس نمیتونه لقمه حاضر و آماده ارائه بده. یادمه پارسال چند تا از بچه ها واسه راهنمایی گرفتن به این تالار سر میزدن و ما بهشون نظرامون رو می گفتیم، برنامه رو می گفتیم، منابع رو پیشنهاد میدادیم. الان در مسیر قرار گرفتن و بهترین روش واسه یادگیری خودشون رو پیدا کردن که خب بخشیش از اونا راهنمایی های ما بوده. شاید 70 درصد، 30 درصد بعدی روش و منابع دیگه انتخابی خودشون بوده.